تبلیغات
علوم کاربردی
 
علوم کاربردی
از هر دم عمر لحظه ای بنیاد کن به خاطر ماندنی
درباره وبلاگ


توفیق انسان بودن را با پیروزی در هیچ کاری برابر مکن. دیگران را چنان که هستند بپذیر. و به دگرگون ساختن حوادث متغیری که دوست نمی داری، خویشتن را سرگرم کن. در همگان به چشم انسان نظر کن و هیچ کس را به اعتبار، بالاتر از خویش منشان. به شتاب در پی خوشبختی متاز، زندگانی کن چنان که باید. تا که خوشبختی پاداش تو باشد.

مدیر وبلاگ : hathor
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دریافت کد سیستم خبر خوان
کد موزیک

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

<a href="http://www.clock4blog.eu">calendar widget for blog</a>


سلام.


دیروز تولدم بود.

happy birthday to meeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeee

البته تولدم رو بیست و یکم روز چهارشنبه گرفتم آخه امروز امتحان داشتم.

این بهترین تولدی بود که تا حالا داشتم چون اینبار نیمه ی گشمده ام  هم کنارم بود.








نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
دوشنبه 26 اردیبهشت 1390
hathor
هر نفس که می کشم از بوی خوش تو مست می شوم.

سکوت شب مانند پرده ای ست که بر وجودم
              
                                                   افکنده شده و یارای حرکت ندارم.

باد شاخه های درختان را به شیشه می زند و
 
                                             مانند اشباحی شاخه ها در پشت شیشه می رقصند.

خورشید طلوع می کند چون تو آمده ای
 
                     و با خود گرما و طراوت را به ارمغان آورده ای.

          صدای چه چه بلبلان از بیرون می آید که
                                                                               می خوانند و می رقصند. 

                           

                                                                                                                                            «  Hathor  »
                                                                                       







نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 20 فروردین 1390
hathor
آناهیتا الهه آب،همواره در تاریخ ایران باستان،از تقدس و احترامی خاص برخوردار بوده است.و از آنجا كه آب را مظهر پاكی و حیات خود میدانستند برای پاسداری آن، فرشته نگهبانی بنام آناهیتا قرار دادند كه این فرشته مورد احترام و تقدس آحاد مردم بوده و برای او معابد و تندیس های بسیاری ساخته اند.
از جمله این معابد، معبد ناهید در همدان بوده است كه اشیاء قیمتی این معبد در حمله اسكندر تاراج شد و باقیمانده آن نیز توسط «آنیتوخس» كه از سلاطین مقتدر «سلوكیه» بود، در عهد اردوان اول، غارت شد
ایشتار ، كه مادر و مولد نوع بشر تصور می شده در برخی از خصایص، شباهتی با ناهید دارد و ممكن است بعدها در بیرون از حدود ایران،بعضی از خصایص و رسوم دینی این الهه را ضمیمه پرستش ناهید ایرانی كرده باشند.

در زمان حكومت هخامنش،اردشیر دوم،ستایش ناهید را در قلمرو حكومت خود رواج داد و مجسمه های زیادی از آناهیتا در معابد برپا نمود.

آثار خطوط میخی كه از اردشیر دوم باقی مانده است،دال بر این است كه پادشاه ستایش ناهید و مهر را رواج داده است.

مخفف واژه آناهیتا، ناهید است كه بعدها به سیاره زهره شهرت پیدا كرده كه آنرا الهه وجاهت،زیبائی،موسیقی و بالاخره الهه عشق می دانند چرا كه آب را سر منشاء حیات می دانستند و عالی ترین پدیده حیات را عشق نامیدند و وجه اشتراك حیات و عشق را در این می دانستند كه بدون وجود هر یك از آنها، زندگی مفهومش را از دست می دهد.

بدین لحاظ،سیاره زهره را مظهر عشق می دانند و از گذشته های دور،برای این سیاره زیبای فلكی داستانها و اشعار عاشقانه بسیاری ساخته اند .
در افسانه های اساطیر یونان،این سیاره به نام ونوس (آفریدوت) الهه عشق و زیبائی لقب گرفته است.
ویلیام شكسپیر،شاعر ونویسنده مشهور انگلیسی با اتكاء به ادبیات یونان، روایتی از افسانه ونوس و آدونیس را بنابر ذوق خود به تصور درآورده كه در ادبیات انگلیس شهرت بسزایی دارد.

ایرج میرزا شاعر ایرانی، همین حكایت را با نام زهره و منوچهر به نظم درآورده كه یكی از زیباترین آثار او محسوب می گردد در ترجمه ایرج،ونوس به زهره و آدونیس به منوچهر تبدیل شده است ومحل وقوع داستان را نیز كوهستانهای ایران ذكر كرده است.
كوتاه شده داستان چنین است كه روزی زهره ، كه بقول ایرج،حجله نشین فلك هفتم است در كسوت آدمی به زمین فرود می اید و منوچهر را كه پسری شانزده ساله است در كوهستانهای خوش آب و هوا پیدا می كند...

ایرج در این داستان،منوچهر را مردی سپاهی توصیف می كند و می خواهد اهمیت این شغل را از جهت وظائف محوله گوشزد كند و بالاخره به این نتیجه می رسد كه مرد سپاهی خود حافظ میهن و هم میهنان خویش است و برای انجام وظیفه هر چه بیشتر بایستی از عشق شخصی خود بپرهیزد تا خللی در حسن انجام وظیفه ای كه به عهده اش محول شده است وارد نگردد و به همین دلیل است كه در مقابل الهه عشق مقاومت نشان می دهد.

زیبایی این داستان در این است كه هر دو طرف به دلیل موقعیت كار خود از عشق پرهیز دارند و وظائف شغلی خود را به آن ترجیح می دهند و نمی خواهند خدشه ای در حسن وظیفه اشان پدید آید.

در این تصاویر زیبائی كه شاعر در پیش روی خواننده می گشاید این منظور را به خوبی ترسیم می كند و بیشترین شرحی كه در این منظومه آمده است،گفتگوی بین آن دو است كه زهره در عشق اصرار دارد و منوچهر ابرام.

هر چه اصرار زهره بیشتر،ابرام منوچهر افزون تر می گردد بطوری كه زمان زیادی به این وصف می گذرد.

منوچهر سعی دارد به خود مسلط باشد و اسیر وسوسه های زهره نگردد.

كم كم وسوسه های عشق آمیز و توصیف های تو هم برانگیز و شورآفرین بر منوچهر اندكی غلبه كرد و وسوسه عشق در روح و جسم منوچهر اندكی بیشتر از پیش اثر می كند و با خود می گوید: باید كاری كنم كه به شكلی از شر او راحت شوم و سرانجام آناهیتا یا ناهید یا زهره و یا ونوس كه نگهبان آب و الهه وجاهت وموسیقی است و خود،عشق فكن در سر آحاد بشر است به دام عشق گرفتار می شود و در نهایت بنا به قول شكسپیر كار او به ناكامی می كشد چرا كه بعد از آنكه به آسمانها صعود می كند،پس از چندی از پی معشوق خود می آید و پس از جستجوی زیاد او را (منوچهر یا آدونیس را) در كوهساری كشته می یابد كه گرازی سینه او را دریده و چهره اش آغشته به خون است زهره،چهره خود را به خون معشوق آغشته می كند و چنین است كه گفته اند عشق،رنگ خون دارد...
 
 
 

آناهیتا الهه آب ها

معبد ناهید

کرمانشاه - کنگاور - معبد آناهیتا


 





نوع مطلب : دانستنی ها، ادبی، تاریخ، هنر، 
برچسب ها :

       نظرات
چهارشنبه 4 اسفند 1389
hathor

سلام. جای شما خالی.

جمعه 15/11/89 رفتیم پیست اسكی برف بازی.

یخمك زدیم و برگشتیم.

یه باد سردی هم می یومد كه قندیل می بستی.

ولی روی هم رفته عالی بود.

ناهار رو هم بردیم همونجا خوردیم.

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 16 بهمن 1389
hathor

نمی دانم، نمی دانم 

کیست که پاسخ گوید این پرسش را

عشق خان دارد یا نه؟

چند خان ؟ به من بگو ...

ای گل نازم ، شیرین تر از جانم

مرداته تر از مردان، آرامتر از صحرا

سهمگین تر از دریا، طوفنده تر از امواج

بخشنده تر از باران، آبی تر از آسمان 

سبزتر از جنگل، مهربان تر از مادر

پاسخ گوی این پرسشم را 

ای الهه ی آسمان ها و آب های روان

ای الهه ی زیبایی، باروری، آب و پاکی 

پلیدی در تو نباشد ای پاک تر از آب های روان 

زلال تر از چشمه های کوهساران

باران که می آید دشت و کوه و صحرا 

بوی تو را می گیرند 

آواز سیرابی و پاکی را سر می دهند 

و می گویند...

                                             ای الهه ی ناز من بیا کنارم

بیا کنارم تا بشکفد قلب پژمرده ام...





نوع مطلب :
برچسب ها :

       نظرات
شنبه 9 بهمن 1389
hathor


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
 
 
 
Free counter and web stats