تبلیغات
علوم کاربردی - کلوچه
 
علوم کاربردی
از هر دم عمر لحظه ای بنیاد کن به خاطر ماندنی
درباره وبلاگ


توفیق انسان بودن را با پیروزی در هیچ کاری برابر مکن. دیگران را چنان که هستند بپذیر. و به دگرگون ساختن حوادث متغیری که دوست نمی داری، خویشتن را سرگرم کن. در همگان به چشم انسان نظر کن و هیچ کس را به اعتبار، بالاتر از خویش منشان. به شتاب در پی خوشبختی متاز، زندگانی کن چنان که باید. تا که خوشبختی پاداش تو باشد.

مدیر وبلاگ : hathor
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دریافت کد سیستم خبر خوان
کد موزیک

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

<a href="http://www.clock4blog.eu">calendar widget for blog</a>

زنی جوان، بسته ای کلوچه و کتابی خرید و روی نیمکتی در قسمت ویژه فرودگاه نشست که استراحت و مطالعه کند تا نوبت پروازش برسد. در کنار او مردی نشسته بود که مشغول خواندن مجله بود. وقتی او اولین کلوچه اش را برداشت، مرد نیز یک کلوچه برداشت. در این هنگام احساس خشمی به زن دست داد، اما هیچ نگفت، فقط با خود فکر کرد: عجب رویی دارد این مرد! هر بار که او کلوچه ای بر می داشت، مرد نیز کلوچه ای بر می داشت. این عمل او را عصبانی تر می کرد، اما از خود واکنشی نشان نمی داد. وقتی که فقط یک کلوچه باقی مانده بود، با خود فکر کرد: حالا این مردک چه خواهد کرد؟

مرد، آخرین کلوچه را نصف کرد و نصف آنرا برای او گذاشت! زن دیگر نتوانست تحمل کند، کیف و کتابش را برداشت و با عصبانیت به سمت سالن رفت. وقتی که در صندلی هواپیما نشست، در کیفش را باز کرد تا عینکش را بردارد، که در نهایت تعجب دید بسته کلوچه اش، دست نخورده باقی مانده است. تازه یادش آمد که اصلاً بسته کلوچه اش را از کیفش درنیاورده بود. مرد بدون اینکه خشمگین یا عصبانی شود، بسته کلوچه اش را با او تقسیم کرده بود!





نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها :

       نظرات
یکشنبه 10 مرداد 1389
hathor


 
 
 
Free counter and web stats